السيد الطباطبائي

556

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

همچنان در خاك ، دريا ، هوا و هم محيط اين كره زمين هستند كه به تدريج از طريق تغذيه به بدن افراد وارد شده و در رحم قرار مى گيرند و پس از مدتى روح و حيات غريزى ( حيوانى ) را دريافت مى كنند ، و درچهار ماهگى روح فطرت ( روح انسانى ) را دريافت مى نمايند . در يك قطره از نطفه هزاران ذرّه از آن ذرات موجود است كه گاهى تنها يكى و گاهى دو تا و براى برخى خوشبخت ها ( ! ) هفت عدد از آن ذرات به جنين تبديل مى شوند . بقيه باز بر محيط كر زمين بر مى گردند . هر كدام از اين گزاره ها ، دليل حديثى و مدركى از مكتب اهل بيت ( ع ) دارند كه در اين جا از شرح آن ها خوددارى مىشود . يكى از اين حديث ها عنوان مبحث شماره 76 است . و علامه طباطبائى در تفسير الميزان نيز دربارعالم ذرّ ، مشكل دارد . زيرا توجه نفرموده است كه اساساً عالم ذرّ يك بحث مادّى است كه بايد بحث به محور آن نيز يك بحث « حيات و حياتمند شناسى » و « زيست شناسى » باشد . علامه مجلسى اين ماجرا را يك ماجراى ويژه مىداند و مى خواهد گفتمان ميان خدا و آن ذرّات را - كه چگونه خدائى كه نه ديده مىشود و نه صوت دارد ، با آن ذرّات گفتگو كرد ؟ - بيان كند . آن علمى كه علامه طباطبائى مى گويد ، بقول خودش نه از طريق حس است و نه از طريق تفكر و . . . اما آيه صريح است كه يك گفتمانى در آن ميان بوده ، علامه مجلسى آن را بر « خلق صوت » و « مواجه آن صوت با ذرات » تاويل مىكند . اما علامه طباطبائى ، اصل و اساس آن مراسم ويژه را و اصل و اساس گفتمان را به وسيله تاويل ، كنار مى گذارد .